محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
83
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
زياد شده و فراگير مىشود . . . پليدى به مؤمن رومىآورد و او را به سوى هر زشتى رهبرى مىكند تا دينش را بيازمايد . يكى از حكمتهاى امام عليه السّلام كه به اين نكته اشاره دارد ، اين است : « اگر توانگرى در بخشش خويش خسّت ورزد ، درويش آخرتش را به دنيا مىبازد . » « 1 » داستانى مىخواندم كه مىگفت : مردى چينى بود كه گرسنگى و بيمارى او را بىرمق كرده بود و سرپرستى زن و فرزندانش را نيز بر عهده داشت و چيزى از خردهريز دنيا نداشت ، چون قرضها بر او انباشته گشت و در صورت ادامه اين وضعيت ، از نابودى همه يقين پيدا كرد و نيز اربابش بر او فشار آورد ، ناچار شد ، همسرش را در برابر پشيزى به خدمت صاحب تيول بفرستد . آيا با وجود تهيدستى وجدان و اخلاقى برجا مىماند ؟ كنفسيوس در اينباره مىگويد : شيطان به خانهاى كه در آن گندم هست وارد نمىشود . ما پيش از اين در اينباره سخن گفتهايم . « 2 » چكيده سخن اينكه روش زندگى فرد در انديشه ، گفتار و كردار او تاثير مىگذارد . و كيست كه بتواند به نداى وجدان توجه كند ؛ در حالىكه فرزندان او پيرامونش از گرسنگى فرياد مىكشند ؟ زمانى كه خداوند پاك ، بندگانش را به فرمانبردارى خود فرامىخواند ، دقيقا بخشايش خويش را به يادشان مىآورد . خداوند توانا گوينده اين سخن است كه فرمود : « پس بايد خداوند اين خانه را بپرستند ؛ همان [ خدايى ] كه در گرسنگى ، غذايشان داد و از بيم
--> ( 1 ) . « و إذا بخل الغنيّ بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه » نهج البلاغه : حكمت 371 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه 126 بخش « اسلام و ثروت » .